تبليغاتX
۞ مداد رنگی کوچولو ۞ - !@#$%^&*
!@#$%^&*

با سلام به همه دوستان عزیز

خسته نباشید . در این هوای گرم چه کار ها می کنید؟

ما که درگیر کلاس و درس هستیم . البته بگم که یه وقت سوئ تفاهم پیش نیاد . من دارم برای کنکور درس می خونم . خدای نکرده درسی رو که تجدید !! نشدم که بخوام برم دوباره شهریور ماه امتحان بدم. خوب . می گفتم . با توجه به خیل عظیم نامه ها و ایمیل !!! هایی که از طرف شما دوستان عزیز به طرف بنده گسیل شده بود با تأکید بر این که گرمای تابستان دوستان رو آزار می ده از من درخواست شده بود که طنز بنویسم و به تلطیف هوا کمک کنم . من هم برای همین و به اصرار دوستان اقدام به نوشتن طنز کردم. امید وارم که بتونم با این کارم به تلطیف هوای گرم تابستون کمک کنم و شما بتونید گرما رو راحت تر تحمل کنید.

این هم آخرین مطلبم که سوم مرداد ماه 1387 تو روزنامه قدس چاپ شد.

خوشحال می شم بخونیدش.

می خوام بگم دوستت دارم

 

شاید این آخرین نامه ای باشه که برای تو می نویسم. دیگه از دستت شاکی شدم. تو هیچ وقت دل به من ندادی ، ولی من همیشه تو رو تو دل خودم جا دادم. ناراحتی من به خاطر اینه که تو هیچ وقت ارزش خودت رو ندونستی و بعد از این که یه عده دروغگو ارزشت رو الکی بالا بردن، از ما رو برگردوندی. می دونم . تو منو فراموش کردی ولی من هیچ وقت فراموشت نمی کنم .

عطر تنت و اون قامت زیبات هرگز از یادم نمی ره. هرجا که میرم. تو خیابونا ، تو سوپر مارکت ها و .. اصلا همه جا، عکست جلوی چشممه . فقط و فقط دارم تو رو می بینم. دارم دیوونه می شم. شاید اون روزها رو که تو با گرمای وجودت دل منو گرم می کردی و به من آرامش می دادی رو هیچ وقت فراموش نکنم ولی می دونم که تو جنبه گرانبهاتر شدن رو نداشتی و دلم رو ترک کردی و رفتی........

خیلی تلاش کردم که لنگه ات رو پیدا کنم تا جات رو تو دلم پر کنه، ولی نشد . آخه تو تکی. هرچی بوده گذشته،ولش کن. حالا من موندم که دارم برات نامه می نویسم.هرروز دارم سعی می کنم که فراموشت کنم ولی مگه این دل و روده می ذارن؟

اکبر آقا می گفت که دوباره داری خودت رو پیدا می کنی و سرت به سنگ خورده و فهمیدی که ارزش واقعی ات همون ارزش قدیمیه که پیش من داشتی و داری دوباره به دلم بر می گردی. یعنی دوباره می خوای به خونه برگردی....

باورم نمی شه . خدای من یعنی میشه برنج رو دوباره تو خونه ببینم و دوباره تو دلم جاش بدم؟

برنج عزیزم . هروقت برگردی قدمت به روی چشم. من و تمامی اعضای خانواده چشم به راه قدوم مبارکت هستیم.

منتظرتم ها!!!!!!!

نوشته شده توسط صادق غفرانی | | لینک به این مطلب